اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
157
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
» به خدا سوگند كه بايد به روى « و شك مانند اين گفتارت » شايد واقع همان باشد كه مىگويند « و وضع مانند گفتارت » اين مزرعه وقف بر فقرا باشد « و شرط و جزا مثل گفتارت » اگر چنين و چنان كنى تو را چنين پاداشى دهم « . و قضيه از جهات مختلف بنامهاى مختلف خوانده مىشود : پس هر گاه قضيه چيزى را براى چيزى اثبات مىكند » موجبه « و هر گاه چيزى را سلب مىكند » سالبه « ناميده شود و هر گاه قضيه مقدم داشته شود تا چيزى از آن استخراج گردد آن را » مقدمه « نامند و اگر خود از مقدمات قبلى استخراج شده باشد » نتيجه « است و هر گاه مقدماتى باشد با نتيجه حاصل از آنها » صيغه « ناميده شود . كتاب سوم » انوليطيقا « [ 1 ] و معنى آن نقايض است [ و غرض ارسطو در اين كتاب ] روشن ساختن » جوامع مرسله « است يعنى : » ما هى « و » كيف هى « و » لم هى « [ 2 ] و غرضش نوع جامع هر سه معنى است و آنچه بر » جامعه مرسله « گفته شده و بودن » جامعه « و آنكه تركيب » جامعه ها « چگونه است و چند نوع مىباشد و از راستهاى آنها بذاته و نيز از حركت چه ظاهر مىشود . كتاب چهارم » ابودقطيقا « [ 3 ] و معنى آن اصلاح است و غرض ارسطو در اين كتاب بحث كردن در امور واضح برهانى است و اينكه آنها چگونه است و چيست كه سزاوار تاليف است . و اين كتاب » بيان و برهان « ناميده مىشود زيرا كه ارسطو در اين كتاب راه تميز دادن حق از باطل و راست از دروغ را توصيف مىكند پس مىگويد كه مقدمات بر پايه مقدمه اى است مورد اتفاق و معروف نزد عامه مردم كه از دو جزء سابق در علم تركيب يافته باشد مانند گفتار گوينده : » هر انسان زنده است « و مقدمه دوم كه موجب جدل مىشود هر چند فى نفسه صحيح باشد ليكن نزد عامه مردم مجهول است و بواسطه اى نياز دارد كه درستى اين بوسيله آن شناخته شود
--> [ 1 ] تحليل قياس . [ 2 ] يعنى : آنها چيست و چگونه است و براى چيست . [ 3 ] برهان يا آنالوطيقاى دوم .